حماسه «حیاء» زنان کربلا

 

 

 

 

 

 

در آیات و روایات بسیاراز حیا و عفت سخن گفته شده است. حیا که در زبان فارسی از آن به شرم و آزرم تعبیر می شود، حالت نفسانی است که در انسان به طور طبیعی و فطری وجود دارد و نیازمند حفظ و تقویت می باشد؛ زیرا حیا همانند ایمان به خدا در ذات و فطرت هر انسانی سرشته شده و آدمی به طور طبیعی نسبت به زشتی ها و پلیدی ها واکنش منفی نشان می دهد. چنان که به سوی کمالات و خوبی ها نیز گرایش ذاتی دارد.

امام صادق علیه السلام حیاء و ایمان را مقرون هم می داند که به یک ریسمان بسته شده است به گونه ای که اگر یکی برود دیگری نیز برود. حیا از ایمان است کسی که حیا ندارد، ایمان ندارد)کافی/2/106)
کرامت انسانی زن، در سایه عفاف او تامین می‌شود. حجاب نیز یکی از احکام دینی است که برای حفظ و پاکدامنی زن و نیز حفظ جامعه از آلودگی‌های اخلاقی تشریع شده است. نهضت عاشورا برای احیای ارزش‌های دینی بود. در سایه آن حجاب و عفاف زن مسلمان نیز جایگاه خود را یافت و امام حسین و زینب کبری و دودمان رسالت علیهم ‌السلام ، چه با سخنانشان، چه با نحوه عمل خویش، یادآور این گوهر ناب گشتند. زینب کبری و خاندان امام حسین علیهم ‌السلام برای زنان، الگوی حجاب و عفاف است اینان در عین مشارکت در حماسه عظیم و ادای رسالت حساس و خطیر اجتماعی، متانت و عفاف را هم مراعات کردند و اسوه همگان شدند

 

خدا و عاشورا

عاشق شروع روزهای زیبا و پر از خدا با پایان آن شب های بی انتها و بی صدا هستم،خدا هرروز و لحظه را بخواهد معنا می دهد هر دلی را که بخواهد پرِ پرواز می نهد آسمان را در شبهای خاص پر از فرشتگان می کند هر کس را که دوست بدارد عضوِ آزادگان می کند.روز و شبی را پر از غم یا شادی می کند و گاه و بی گاه با دل بندگانش بازی می کند ، هر قدم از ما به دست تقدیر اوست هر سلام ما نشانه تدبیر اوست. می شکفد هر لبخندی از روی او چشم بصیرت باید ببیند سوی او.

می سازد حالی هر دم برای بنده اش تا شاید پشیمانش کند از هر بدکرده اش؛نشان می دهد محبتش را از راهی تا نیفتد آنکه را دوست دارد در چاهی.

خدا آمد و ساخت،روزی سرزمینی به نام و نیت روح الامینی. جایی که خشک بود و نداشت باران آنجا را همنشین کرد با بهاران. بذری به نام حسین(ع) بر آن کاشت ، محصولش عاشورا بود که برداشت . می خوریم از آن میوه ما تا هم اکنون و آن هر روز می افزاید مجنون بر مجنون.
ساخت ده روزی به نام مُحَرَم،‌یکی در هیئت یکی در در محفل یکی در بهشت یکی که ندارد اعتقادی در جهنم ، یکی در خواب یکی تا صبح بیدار یکی خسته یکی توشه بسته در انتظار ، یکی بر بام یا حسین(ع) می کند عَلَم، یکی مانند من دستی می برد بر قلم، یکی روضه و نذر بر پا می کند یکی بساط گناه بر جا می کند. خدا آمد و رنگ های شهر را زیر خاک کرد ، لبخند را از روی لب ها پاک کرد. خدا با حسین(ع) بر عشق چوب حراج زد راه دنیا را برای مردم پُر از سراج کرد. ببین خدا در این روز ها چه می کند!چگونه می نازد! خود می سازد و خود بر آن می تازد.خدا عاشورا را ساخت و حسین(ع)به آن پرداخت.

صلوات